فهرست واژه‌ها از پایان

هم قافیه مختوم به ه

واژه‌ها و عبارت‌هایی که با «ه» تمام می‌شوند؛ گروه‌بندی‌شده بر پایهٔ حرف پیش از آن.

۲٬۰۹۴ واژه و عبارت
فهرست بر اساس مختوم به ه

مختوم به اه

۱۴۶ واژه و عبارت
  • تباه
  • اشتباه
  • روباه
  • سپاه
  • کوتاه
  • جاه
  • پنجاه
  • چاه
  • راه
  • روبراه
  • اکراه
  • گمراه
  • همراه
  • شاهراه
  • بیراه
  • شاه
  • دولتشاه
  • پادشاه
  • احمدشاه
  • ملکشاه
  • بهرامشاه
  • خوارزمشاه
  • ایرانشاه
  • کرمانشاه
  • جهانشاه
  • شاهنشاه
  • شهنشاه
  • رفاه
  • خانقاه
  • کاه
  • بکاه
  • جانکاه
  • گاه
  • آگاه
  • ناآگاه
  • خودآگاه
  • کارآگاه
  • چراگاه
  • تماشاگاه
  • ناگاه
  • بگاه
  • خوابگاه
  • پگاه
  • تختگاه
  • عبادتگاه
  • زیارتگاه
  • پرتگاه
  • دستگاه
  • نشستگاه
  • خلوتگاه
  • تفرجگاه
  • گیجگاه
  • هیچ‌گاه
  • صبحگاه
  • میعادگاه
  • نبردگاه
  • آوردگاه
  • رصدگاه
  • موعدگاه
  • دیدگاه
  • صیدگاه
  • بارگاه
  • قرارگاه
  • کارگاه
  • شکارگاه
  • سحرگاه
  • خرگاه
  • درگاه
  • گذرگاه
  • نظرگاه
  • لشکرگاه
  • لشگرگاه
  • کمرگاه
  • هرگاه
  • نخجیرگاه
  • دیرگاه
  • گریزگاه
  • پاسگاه
  • آتشگاه
  • پرستشگاه
  • گردشگاه
  • پرورشگاه
  • پیشگاه
  • قتلگاه
  • منزلگاه
  • دامگاه
  • آرامگاه
  • شامگاه
  • قدمگاه
  • بزمگاه
  • رزمگاه
  • نگاه
  • آن‌گاه
  • شبانگاه
  • خانگاه
  • میدانگاه
  • جولانگاه
  • همانگاه
  • میانگاه
  • بنگاه
  • سخنگاه
  • نشیمن‌گاه
  • کمینگاه
  • گلوگاه
  • گاهگاه
  • پایگاه
  • جایگاه
  • بیگاه
  • تجلیگاه
  • تهیگاه
  • کلاه
  • کج‌کلاه
  • ماه
  • خردادماه
  • اسفندماه
  • مهرماه
  • تیرماه
  • یکماه
  • دیماه
  • پناه
  • بی‌پناه
  • گناه
  • بی‌گناه
  • خواه
  • ناخواه
  • هواخواه
  • بخواه
  • دادخواه
  • بدخواه
  • خودخواه
  • خاطرخواه
  • شکرخواه
  • خیرخواه
  • نیکخواه
  • دلخواه
  • مخواه
  • رزمخواه
  • نخواه
  • وطنخواه
  • خونخواه
  • افواه
  • گواه
  • سیاه
  • روسیاه
  • گیاه
  • مهرگیاه

مختوم به آه

۱ واژه و عبارت
  • آه

مختوم به به

۸۶ واژه و عبارت
  • به
  • آبه
  • سبابه
  • تابه
  • آفتابه
  • جابه
  • صحابه
  • سردابه
  • سودابه
  • خرابه
  • قرابه
  • شورابه
  • زهرابه
  • تشابه
  • متشابه
  • مشابه
  • نوشابه
  • لابه
  • گرمابه
  • خونابه
  • همخوابه
  • تبه
  • رتبه
  • مرتبه
  • بلندمرتبه
  • عالی‌رتبه
  • مشتبه
  • عتبه
  • جبه
  • حبه
  • قحبه
  • دبدبه
  • ندبه
  • جاذبه
  • جذبه
  • تجربه
  • حربه
  • ضربه
  • فربه
  • گربه
  • روزبه
  • محاسبه
  • شبه
  • تشبه
  • قصبه
  • خطبه
  • مصطبه
  • جعبه
  • شعبه
  • کعبه
  • ملعبه
  • قبه
  • عقبه
  • کوکبه
  • سالبه
  • طلبه
  • غلبه
  • کلبه
  • شکمبه
  • انبه
  • پنبه
  • تنبه
  • متنبه
  • جنبه
  • دنبه
  • شنبه
  • پنج‌شنبه
  • چهارشنبه
  • یکشنبه
  • دوشنبه
  • سه‌شنبه
  • قلنبه
  • محبوبه
  • توبه
  • اعجوبه
  • چوبه
  • چارچوبه
  • مارچوبه
  • روبه
  • خاکروبه
  • کوبه
  • نوبه
  • هبه
  • مطایبه
  • غریبه
  • طیبه

مختوم به په

۳ واژه و عبارت
  • تپه
  • سپه
  • کپه

مختوم به ته

۱۸۱ واژه و عبارت
  • ته
  • البته
  • آخته
  • اخته
  • باخته
  • دلباخته
  • نباخته
  • تاخته
  • پرداخته
  • گداخته
  • انداخته
  • برانداخته
  • نینداخته
  • افراخته
  • ساخته
  • فاخته
  • شناخته
  • نشناخته
  • نواخته
  • یاخته
  • پخته
  • ناپخته
  • نپخته
  • تخته
  • سخته
  • لخته
  • دوخته
  • اندوخته
  • نیندوخته
  • فروخته
  • افروخته
  • برافروخته
  • نفروخته
  • سوخته
  • دلسوخته
  • نسوخته
  • آموخته
  • نیاموخته
  • ریخته
  • گریخته
  • فروریخته
  • انگیخته
  • برانگیخته
  • آمیخته
  • درآمیخته
  • آویخته
  • خاسته
  • برخاسته
  • نخاسته
  • نوخاسته
  • راسته
  • آراسته
  • پیراسته
  • کاسته
  • خواسته
  • ناخواسته
  • نخواسته
  • بسته
  • وابسته
  • بربسته
  • دربسته
  • سربسته
  • کمربسته
  • دلبسته
  • نبسته
  • فروبسته
  • می‌بسته
  • پسته
  • جسته
  • خجسته
  • ناخجسته
  • برجسته
  • نجسته
  • خسته
  • دلخسته
  • دسته
  • گلدسته
  • رسته
  • وارسته
  • نورسته
  • گسسته
  • شسته
  • نشسته
  • ننشسته
  • شکسته
  • ورشکسته
  • دلشکسته
  • نشکسته
  • دانسته
  • نادانسته
  • ندانسته
  • توانسته
  • نتوانسته
  • پیوسته
  • نپیوسته
  • هسته
  • آهسته
  • بایسته
  • شایسته
  • گریسته
  • زیسته
  • انباشته
  • داشته
  • واداشته
  • برداشته
  • نداشته
  • پنداشته
  • گذاشته
  • نگذاشته
  • افراشته
  • برافراشته
  • کاشته
  • نکاشته
  • نگاشته
  • انگاشته
  • گماشته
  • نبشته
  • پشته
  • خرپشته
  • گذشته
  • نگذشته
  • رشته
  • برشته
  • سررشته
  • سرشته
  • فرشته
  • آغشته
  • کشته
  • نکشته
  • گشته
  • برگشته
  • سرگشته
  • بازگشته
  • گمگشته
  • نگشته
  • مشته
  • نوشته
  • نانوشته
  • ننوشته
  • هشته
  • ساعته
  • بافته
  • تافته
  • برتافته
  • شکافته
  • یافته
  • نایافته
  • دریافته
  • نیافته
  • تفته
  • چفته
  • خفته
  • رفته
  • دررفته
  • گرفته
  • برگرفته
  • سرگرفته
  • نگرفته
  • نرفته
  • فرورفته
  • پذیرفته
  • سفته
  • آشفته
  • برآشفته
  • شکفته
  • نشکفته
  • گفته
  • ناگفته
  • نگفته
  • روفته
  • کوفته
  • هفته
  • نهفته
  • فریفته
  • شیفته
  • سکته
  • نکته
  • لته
  • بوته
  • روته
  • کوته

مختوم به ثه

۵ واژه و عبارت
  • استغاثه
  • ثلاثه
  • جثه
  • مباحثه
  • حادثه

مختوم به جه

۲۳ واژه و عبارت
  • خواجه
  • بجه
  • ذیحجه
  • خارجه
  • درجه
  • فرجه
  • شیرجه
  • معالجه
  • پنجه
  • سرپنجه
  • رنجه
  • سنجه
  • شکنجه
  • گنجه
  • یونجه
  • وجه
  • توجه
  • متوجه
  • جوجه
  • موجه
  • لهجه
  • نتیجه
  • خدیجه

مختوم به چه

۲۸ واژه و عبارت
  • چه
  • دیباچه
  • پاچه
  • سراچه
  • دریاچه
  • بچه
  • ارچه
  • پارچه
  • بازارچه
  • گرچه
  • اگرچه
  • مورچه
  • هرچه
  • باغچه
  • زاغچه
  • طاقچه
  • دولچه
  • آنچه
  • تپانچه
  • هرآنچه
  • کمانچه
  • چنانچه
  • غنچه
  • کوچه
  • لوچه
  • پیچه
  • دریچه
  • بازیچه

مختوم به حه

۱۱ واژه و عبارت
  • فاتحه
  • شرحه
  • رشحه
  • صحه
  • صفحه
  • نفحه
  • طلحه
  • سانحه
  • نوحه
  • رایحه
  • صیحه

مختوم به خه

۶ واژه و عبارت
  • شاخه
  • دوشاخه
  • چرخه
  • سرخه
  • نسخه
  • یخه

مختوم به ده

۴۶۳ واژه و عبارت
  • ده
  • باده
  • کباده
  • لباده
  • استاده
  • فرستاده
  • نفرستاده
  • ایستاده
  • فتاده
  • افتاده
  • برافتاده
  • درافتاده
  • نیفتاده
  • جاده
  • سجاده
  • داده
  • آب‌داده
  • دلداده
  • نداده
  • می‌داده
  • اراده
  • زاده
  • آزاده
  • پیرزاده
  • میرزاده
  • امیرزاده
  • جمالزاده
  • حرام‌زاده
  • امام‌زاده
  • نزاده
  • شاهزاده
  • آدمیزاده
  • نژاده
  • ساده
  • گشاده
  • سرگشاده
  • افاده
  • استفاده
  • قلاده
  • ماده
  • آماده
  • نواده
  • خانواده
  • نهاده
  • وانهاده
  • ننهاده
  • پیاده
  • زیاده
  • بده
  • آبده
  • عربده
  • زبده
  • عبده
  • شعبده
  • جده
  • سجده
  • هجده
  • واحده
  • رده
  • گذارده
  • گزارده
  • چهارده
  • برده
  • نامبرده
  • نبرده
  • می‌برده
  • پرده
  • سراپرده
  • سپرده
  • سترده
  • گسترده
  • چرده
  • خرده
  • زرده
  • آزرده
  • سرده
  • فسرده
  • افسرده
  • فشرده
  • نافشرده
  • مفرده
  • کرده
  • ناکرده
  • خودکرده
  • کارکرده
  • برکرده
  • سفرکرده
  • نکرده
  • می‌کرده
  • گرده
  • مرده
  • پژمرده
  • شمرده
  • دلمرده
  • نمرده
  • نرده
  • آورده
  • برآورده
  • درآورده
  • نیاورده
  • برنیاورده
  • درنیاورده
  • خورده
  • سالخورده
  • نخورده
  • دست‌نخورده
  • می‌خورده
  • پرورده
  • شیرده
  • زده
  • بازده
  • سودازده
  • دوازده
  • یازده
  • وحشت‌زده
  • سرزده
  • غمزده
  • نزده
  • پانزده
  • شانزده
  • نوزده
  • سیزده
  • می‌زده
  • مژده
  • هژده
  • سده
  • مفسده
  • شده
  • ناشده
  • گمشده
  • نشده
  • می‌شده
  • عده
  • قاعده
  • ذیقعده
  • معده
  • وعده
  • هفده
  • عقده
  • نقده
  • بتکده
  • آتشکده
  • دلکده
  • غمکده
  • دهکده
  • میکده
  • والده
  • مده
  • آمده
  • برآمده
  • درآمده
  • نیامده
  • عمده
  • نده
  • جنبانده
  • چپانده
  • رانده
  • گسترانده
  • گذرانده
  • نرانده
  • خورانده
  • رسانده
  • ترسانده
  • نرسانده
  • فشانده
  • افشانده
  • کشانده
  • نشانده
  • پوشانده
  • چکانده
  • مانده
  • وامانده
  • درمانده
  • فرمانده
  • بازمانده
  • پسمانده
  • نمانده
  • باقی‌مانده
  • خوانده
  • ناخوانده
  • نخوانده
  • دوانده
  • رهانده
  • بنده
  • تابنده
  • شتابنده
  • یابنده
  • جنبنده
  • کوبنده
  • فریبنده
  • زیبنده
  • پرستنده
  • فرستنده
  • پیچنده
  • خنده
  • پرخنده
  • فرخنده
  • دنده
  • گردنده
  • رنده
  • دارنده
  • نگهدارنده
  • نگارنده
  • برنده
  • پرنده
  • درنده
  • گذرنده
  • غرنده
  • آورنده
  • خورنده
  • پرورنده
  • دیرنده
  • پذیرنده
  • گیرنده
  • میرنده
  • زنده
  • بازنده
  • تازنده
  • پردازنده
  • برازنده
  • سازنده
  • نوازنده
  • خزنده
  • ارزنده
  • لرزنده
  • لغزنده
  • گزنده
  • وزنده
  • دوزنده
  • فروزنده
  • سوزنده
  • ریزنده
  • ژنده
  • شناسنده
  • بسنده
  • پرسنده
  • نویسنده
  • باشنده
  • بخشنده
  • رخشنده
  • درخشنده
  • کشنده
  • پوشنده
  • جوشنده
  • فروشنده
  • بافنده
  • توفنده
  • کنده
  • آکنده
  • پراکنده
  • افکنده
  • برافکنده
  • سرافکنده
  • گنده
  • آگنده
  • بالنده
  • خرامنده
  • شرمنده
  • گرداننده
  • راننده
  • رساننده
  • ترساننده
  • خواننده
  • رهاننده
  • زننده
  • کننده
  • شکننده
  • بیننده
  • آفریننده
  • کاونده
  • دونده
  • رونده
  • شونده
  • شنونده
  • کاهنده
  • پناهنده
  • جهنده
  • دهنده
  • نهنده
  • ستیهنده
  • آینده
  • رباینده
  • پاینده
  • ستاینده
  • سراینده
  • زاینده
  • فزاینده
  • افزاینده
  • ساینده
  • بخشاینده
  • گشاینده
  • پالاینده
  • نماینده
  • پوینده
  • جوینده
  • شوینده
  • گوینده
  • بوده
  • ربوده
  • نبوده
  • توده
  • ستوده
  • دوده
  • زدوده
  • اندوده
  • روده
  • افزوده
  • سوده
  • آسوده
  • فرسوده
  • بخشوده
  • گشوده
  • ناگشوده
  • نگشوده
  • مفقوده
  • لوده
  • آلوده
  • پالوده
  • نیالوده
  • خموده
  • فرموده
  • نفرموده
  • آزموده
  • نیازموده
  • نموده
  • ننموده
  • پیموده
  • شنوده
  • غنوده
  • بیهوده
  • مشاهده
  • عهده
  • ایده
  • زایده
  • فایده
  • تابیده
  • خوابیده
  • نخوابیده
  • چربیده
  • زبیده
  • چسبیده
  • عبیده
  • طلبیده
  • روبیده
  • کوبیده
  • تپیده
  • سپیده
  • پرستیده
  • تفتیده
  • غلتیده
  • رنجیده
  • سنجیده
  • ناسنجیده
  • نسنجیده
  • گنجیده
  • چیده
  • برچیده
  • پیچیده
  • دیده
  • نادیده
  • رنجدیده
  • کاردیده
  • گردیده
  • نگردیده
  • نوردیده
  • دزدیده
  • داغدیده
  • ستمدیده
  • ندیده
  • جهاندیده
  • خندیده
  • پسندیده
  • ناپسندیده
  • نپسندیده
  • گندیده
  • می‌دیده
  • باریده
  • بریده
  • نبریده
  • پریده
  • جریده
  • چریده
  • خریده
  • دریده
  • آفریده
  • نیافریده
  • شوریده
  • خزیده
  • نلرزیده
  • آمرزیده
  • ورزیده
  • گزیده
  • برگزیده
  • وزیده
  • سیده
  • رسیده
  • پرسیده
  • ترسیده
  • نترسیده
  • نرسیده
  • بوسیده
  • پوسیده
  • ریسیده
  • شیده
  • پاشیده
  • تراشیده
  • نتراشیده
  • خراشیده
  • نخراشیده
  • چشیده
  • نچشیده
  • بخشیده
  • کشیده
  • برکشیده
  • درکشیده
  • سرکشیده
  • نکشیده
  • پوشیده
  • سرپوشیده
  • نپوشیده
  • جوشیده
  • دوشیده
  • کوشیده
  • نوشیده
  • قصیده
  • بلعیده
  • سفیده
  • عقیده
  • پکیده
  • چکیده
  • ترکیده
  • خشکیده
  • مکیده
  • بالیده
  • مالیده
  • نالیده
  • ژولیده
  • نامیده
  • حمیده
  • خمیده
  • دمیده
  • رمیده
  • آرمیده
  • فهمیده
  • نفهمیده
  • تابانیده
  • خوابانیده
  • گردانیده
  • گسترانیده
  • گذرانیده
  • رسانیده
  • رهانیده
  • تنیده
  • شنیده
  • نشنیده
  • تراویده
  • دویده
  • جهیده
  • رهیده
  • نکوهیده
  • زاییده
  • ساییده
  • روییده

مختوم به ره

۱۷۹ واژه و عبارت
  • ره
  • آره
  • اره
  • باره
  • درباره
  • دگرباره
  • یکباره
  • دوباره
  • پاره
  • شکرپاره
  • ستاره
  • پرستاره
  • کتاره
  • چاره
  • بی‌چاره
  • خاره
  • استخاره
  • اداره
  • شراره
  • گزاره
  • هزاره
  • ساره
  • رخساره
  • شاره
  • اشاره
  • عصاره
  • نظاره
  • مغاره
  • کفاره
  • قاره
  • نقاره
  • کاره
  • بدکاره
  • آشکاره
  • بیکاره
  • نگاره
  • انگاره
  • شماره
  • هماره
  • کناره
  • مناره
  • واره
  • آواره
  • پشتواره
  • شیرخواره
  • میخواره
  • آرواره
  • زواره
  • سواره
  • گوشواره
  • فواره
  • قواره
  • بدقواره
  • همواره
  • گاهواره
  • گهواره
  • دیواره
  • بهاره
  • یاره
  • پتیاره
  • خیاره
  • سیاره
  • طیاره
  • بره
  • خبره
  • مقبره
  • چنبره
  • توبره
  • پره
  • شب‌پره
  • تره
  • بستره
  • حجره
  • شجره
  • پنجره
  • حنجره
  • ساحره
  • خره
  • بالاخره
  • خرخره
  • سخره
  • مسخره
  • صخره
  • دره
  • مصادره
  • نادره
  • مخدره
  • ذره
  • زره
  • سره
  • ناسره
  • یکسره
  • بشره
  • افشره
  • باصره
  • بصره
  • تبصره
  • طره
  • خاطره
  • مخاطره
  • قطره
  • مناظره
  • منظره
  • نعره
  • غره
  • غرغره
  • فره
  • بادافره
  • حفره
  • فرفره
  • سفره
  • قره
  • بقره
  • قرقره
  • قشقره
  • فقره
  • نقره
  • کره
  • مذاکره
  • تذکره
  • گره
  • نگره
  • کنگره
  • مره
  • سامره
  • ثمره
  • محمره
  • خمره
  • مرمره
  • زمره
  • عمره
  • نمره
  • نره
  • اوره
  • محاوره
  • بوره
  • پوره
  • مستوره
  • خوره
  • دوره
  • سوره
  • ماسوره
  • شوره
  • مقصوره
  • منصوره
  • غوره
  • کوره
  • تنوره
  • طاهره
  • قاهره
  • بهره
  • چهره
  • گلچهره
  • ماهچهره
  • زهره
  • شهره
  • مهره
  • خرمهره
  • دایره
  • تبیره
  • کبیره
  • نبیره
  • تیره
  • زنجیره
  • چیره
  • حیره
  • خیره
  • ذخیره
  • پذیره
  • حریره
  • زیره
  • جزیره
  • سیره
  • شیره
  • عشیره
  • همشیره
  • غیره
  • گیره
  • نیره

مختوم به زه

۵۳ واژه و عبارت
  • زه
  • بازه
  • تازه
  • اجازه
  • گدازه
  • اندازه
  • شیرازه
  • سازه
  • مغازه
  • کازه
  • مازه
  • جنازه
  • آوازه
  • پرآوازه
  • دروازه
  • خمیازه
  • بزه
  • خربزه
  • سبزه
  • معجزه
  • خزه
  • پرزه
  • شرزه
  • گرزه
  • لرزه
  • هرزه
  • مزه
  • بامزه
  • حمزه
  • خوشمزه
  • غمزه
  • همزه
  • منزه
  • پوزه
  • عجوزه
  • حوزه
  • روزه
  • یک‌روزه
  • امروزه
  • فیروزه
  • کوزه
  • لوزه
  • موزه
  • جایزه
  • ستیزه
  • دیزه
  • ریزه
  • سنگریزه
  • دوشیزه
  • پاکیزه
  • نیزه
  • سرنیزه
  • آویزه

مختوم به ژه

۸ واژه و عبارت
  • واژه
  • گواژه
  • مژه
  • سوژه
  • نایژه
  • منیژه
  • ویژه
  • بویژه

مختوم به سه

۲۷ واژه و عبارت
  • سه
  • تاسه
  • کاسه
  • ماسه
  • حماسه
  • تلواسه
  • هندسه
  • پرسه
  • مدرسه
  • عطسه
  • نفسه
  • جلسه
  • لامسه
  • خمسه
  • شمسه
  • فرانسه
  • بوسه
  • وسوسه
  • کوسه
  • مقایسه
  • پیسه
  • هریسه
  • دسیسه
  • کیسه
  • کنیسه
  • ویسه
  • رئیسه

مختوم به شه

۲۷ واژه و عبارت
  • شه
  • لاشه
  • بشه
  • پشه
  • آتشه
  • فاحشه
  • خدشه
  • رعشه
  • بنفشه
  • مناقشه
  • تنبوشه
  • پوشه
  • توشه
  • خوشه
  • شوشه
  • گوشه
  • چهارگوشه
  • انوشه
  • عایشه
  • بیشه
  • پیشه
  • هنرپیشه
  • تیشه
  • اندیشه
  • ریشه
  • شیشه
  • همیشه

مختوم به صه

۹ واژه و عبارت
  • خاصه
  • خلاصه
  • حصه
  • عرصه
  • غصه
  • قصه
  • القصه
  • مخمصه
  • نقیصه

مختوم به ضه

۱۰ واژه و عبارت
  • قراضه
  • استفاضه
  • قبضه
  • عارضه
  • عرضه
  • قرضه
  • روضه
  • بیضه
  • عریضه
  • فریضه

مختوم به طه

۱۷ واژه و عبارت
  • طه
  • احاطه
  • مشاطه
  • رابطه
  • ضابطه
  • غبطه
  • خطه
  • شرطه
  • ورطه
  • واسطه
  • سفسطه
  • نقطه
  • مغلطه
  • مشروطه
  • غوطه
  • حیطه
  • سلیطه

مختوم به ظه

۵ واژه و عبارت
  • ملاحظه
  • لحظه
  • هرلحظه
  • موعظه
  • حافظه

مختوم به عه

۳۰ واژه و عبارت
  • الساعه
  • تابعه
  • رابعه
  • اربعه
  • سبعه
  • خدعه
  • قارعه
  • جرعه
  • مزرعه
  • قرعه
  • واسعه
  • توسعه
  • اشعه
  • قطعه
  • دافعه
  • مرافعه
  • دفعه
  • یکدفعه
  • واقعه
  • بقعه
  • رقعه
  • مطالعه
  • قلعه
  • جامعه
  • جمعه
  • لمعه
  • صومعه
  • مقنعه
  • مجموعه
  • شیعه

مختوم به غه

۷ واژه و عبارت
  • مراغه
  • نابغه
  • صبغه
  • دغدغه
  • مبالغه
  • داروغه
  • تیغه

مختوم به فه

۳۵ واژه و عبارت
  • زرافه
  • گزافه
  • لفافه
  • دارالخلافه
  • کلافه
  • تحفه
  • ملحفه
  • خفه
  • حرفه
  • سرفه
  • صرفه
  • طرفه
  • عرفه
  • غرفه
  • مرفه
  • فلسفه
  • صفه
  • نصفه
  • عاطفه
  • نطفه
  • وقفه
  • کفه
  • مختلفه
  • کوفه
  • شکوفه
  • پرشکوفه
  • علوفه
  • طایفه
  • صحیفه
  • لطیفه
  • وظیفه
  • ضعیفه
  • خلیفه
  • نیفه
  • حنیفه

مختوم به قه

۳۴ واژه و عبارت
  • ساقه
  • علاقه
  • سابقه
  • مسابقه
  • بی‌سابقه
  • طبقه
  • حقه
  • حدقه
  • صدقه
  • بارقه
  • خرقه
  • بدرقه
  • غرقه
  • فرقه
  • تفرقه
  • متفرقه
  • شقه
  • معاشقه
  • ناطقه
  • منطقه
  • صاعقه
  • فقه
  • نفقه
  • حلقه
  • آذوقه
  • معشوقه
  • مضایقه
  • وثیقه
  • صدیقه
  • طریقه
  • دقیقه
  • شقیقه
  • جلیقه
  • سلیقه

مختوم به که

۳۸ واژه و عبارت
  • که
  • آنجاکه
  • خاکه
  • تکه
  • آنستکه
  • چکه
  • مضحکه
  • دکه
  • برکه
  • ترکه
  • سرکه
  • معرکه
  • هرکه
  • سکه
  • سکسکه
  • درشکه
  • لکه
  • بلکه
  • فلکه
  • ملکه
  • مهلکه
  • مکه
  • آنکه
  • زانکه
  • چنانکه
  • همچنان‌که
  • آنچنانکه
  • چونکه
  • اینکه
  • همینکه
  • یکه
  • ملایکه
  • وقتی‌که
  • تاریکه
  • حالیکه
  • کسانیکه
  • زمانیکه
  • ملائکه

مختوم به گه

۱۲ واژه و عبارت
  • آگه
  • اگه
  • تماشاگه
  • ناگه
  • رگه
  • جرگه
  • درگه
  • نگه
  • شبانگه
  • تنگه
  • لنگه
  • دیگه

مختوم به له

۱۴۵ واژه و عبارت
  • له
  • آله
  • اله
  • باله
  • زباله
  • قباله
  • دنباله
  • متاله
  • خاله
  • نخاله
  • غزاله
  • ژاله
  • ساله
  • پنجساله
  • صدساله
  • رساله
  • یکساله
  • مساله
  • گوساله
  • ضاله
  • بزغاله
  • مقاله
  • گاله
  • بنگاله
  • لاله
  • آلاله
  • دلاله
  • سلاله
  • کلاله
  • ماله
  • ناله
  • واله
  • حواله
  • نواله
  • هاله
  • پیاله
  • بله
  • آبله
  • ابله
  • قابله
  • مقابله
  • طبله
  • قبله
  • بلبله
  • سنبله
  • پله
  • کوپله
  • تله
  • مثله
  • دجله
  • عجله
  • چله
  • چلچله
  • حله
  • راحله
  • مرحله
  • محله
  • نحله
  • داخله
  • مداخله
  • دله
  • مبادله
  • مجادله
  • بذله
  • معتزله
  • زلزله
  • سله
  • مراسله
  • سلسله
  • صله
  • اصله
  • حاصله
  • فاصله
  • وصله
  • حوصله
  • عضله
  • فضله
  • باطله
  • حنظله
  • شعله
  • غله
  • مشغله
  • پرمشغله
  • غلغله
  • فله
  • قافله
  • نافله
  • سفله
  • قله
  • کله
  • آکله
  • گله
  • لله
  • الله
  • بالله
  • آیت‌الله
  • عبادالله
  • عبدالله
  • اباعبدالله
  • اسدالله
  • حمدالله
  • احمدالله
  • بحمدالله
  • الحمدالله
  • عندالله
  • یدالله
  • عبیدالله
  • نصرالله
  • استغفرالله
  • نورالله
  • بسم‌الله
  • والله
  • حامله
  • معامله
  • جمله
  • حمله
  • وله
  • توله
  • کوتوله
  • حوله
  • اعتمادالدوله
  • بیغوله
  • مقوله
  • کوله
  • لوله
  • گلوله
  • ولوله
  • موله
  • هلهله
  • وهله
  • یله
  • بیله
  • قبیله
  • پیله
  • تیله
  • فتیله
  • حیله
  • مخیله
  • مسیله
  • وسیله
  • لیله
  • کلیله
  • میله
  • جمیله
  • طویله

مختوم به مه

۸۶ واژه و عبارت
  • مه
  • جامه
  • چامه
  • خامه
  • ادامه
  • بادامه
  • شامه
  • عامه
  • اقامه
  • چکامه
  • خودکامه
  • هنگامه
  • علامه
  • شمامه
  • عمامه
  • نامه
  • عهدنامه
  • بارنامه
  • کارنامه
  • برنامه
  • سرنامه
  • روزنامه
  • نظامنامه
  • شاهنامه
  • تهامه
  • قیامه
  • خاتمه
  • تتمه
  • ترجمه
  • رحمه
  • پخمه
  • تخمه
  • دخمه
  • زخمه
  • دمه
  • خدمه
  • صدمه
  • مقدمه
  • دمدمه
  • رمه
  • برمه
  • سرمه
  • قرمه
  • مکرمه
  • نرمه
  • لازمه
  • گزمه
  • زمزمه
  • تسمه
  • مجسمه
  • شمه
  • چشمه
  • سرچشمه
  • کرشمه
  • هاضمه
  • فاطمه
  • لطمه
  • عمه
  • طعمه
  • نغمه
  • لقمه
  • حاکمه
  • محکمه
  • دیپلمه
  • قلمه
  • کلمه
  • ممه
  • مرحومه
  • معصومه
  • منظومه
  • همه
  • واهمه
  • همهمه
  • اینهمه
  • بیمه
  • خیمه
  • دیمه
  • آسیمه
  • سرآسیمه
  • سراسیمه
  • حلیمه
  • ضمیمه
  • نیمه
  • هیمه
  • بهیمه
  • ائمه

مختوم به نه

۲۵۴ واژه و عبارت
  • نه
  • بانه
  • زبانه
  • شبانه
  • غریبانه
  • بدبختانه
  • خوشبختانه
  • آستانه
  • پرستانه
  • مستانه
  • دوستانه
  • انگشتانه
  • فتانه
  • مثانه
  • چانه
  • خانه
  • گستاخانه
  • تماشاخانه
  • دواخانه
  • کتابخانه
  • مکتبخانه
  • صاحبخانه
  • بتخانه
  • وزارتخانه
  • پستخانه
  • عدالتخانه
  • زرادخانه
  • رودخانه
  • کارخانه
  • نگارخانه
  • قمارخانه
  • چهارخانه
  • کبوترخانه
  • سرخانه
  • آتش‌خانه
  • گمرک‌خانه
  • گلخانه
  • همخانه
  • مهمانخانه
  • نهانخانه
  • داروخانه
  • میخانه
  • دانه
  • استادانه
  • ناردانه
  • دردانه
  • گردانه
  • مردانه
  • نامردانه
  • دزدانه
  • دندانه
  • رندانه
  • خردمندانه
  • جاودانه
  • عیدانه
  • رانه
  • وفادارانه
  • کارانه
  • یارانه
  • دلبرانه
  • ترانه
  • ساحرانه
  • خرانه
  • برادرانه
  • مادرانه
  • پدرانه
  • قلندرانه
  • شاعرانه
  • کرانه
  • شکرانه
  • بیکرانه
  • کورانه
  • فقیرانه
  • گیرانه
  • دلیرانه
  • ویرانه
  • عاجزانه
  • خزانه
  • فرزانه
  • روزانه
  • رسانه
  • افسانه
  • شانه
  • کاشانه
  • چهارشانه
  • سرشانه
  • نشانه
  • خموشانه
  • درویشانه
  • مخلصانه
  • فرغانه
  • مغانه
  • عارفانه
  • عاشقانه
  • مشفقانه
  • احمقانه
  • کانه
  • کودکانه
  • مشرکانه
  • زیرکانه
  • ملوکانه
  • گانه
  • جداگانه
  • هفتگانه
  • چهارگانه
  • دوگانه
  • یگانه
  • بیگانه
  • لانه
  • عاقلانه
  • جاهلانه
  • مانه
  • سامانه
  • عوامانه
  • چمانه
  • بی‌رحمانه
  • شادمانه
  • محرمانه
  • زمانه
  • سمانه
  • آسمانه
  • خصمانه
  • کمانه
  • گمانه
  • پیمانه
  • کریمانه
  • حکیمانه
  • جانانه
  • حنانه
  • زنانه
  • جوانه
  • هندوانه
  • روانه
  • پروانه
  • دیوانه
  • شاهانه
  • بهانه
  • دهانه
  • ابلهانه
  • شادیانه
  • موریانه
  • تازیانه
  • رازیانه
  • آشیانه
  • صوفیانه
  • میانه
  • عامیانه
  • ماهیانه
  • بنه
  • تنه
  • ختنه
  • فتنه
  • اجنه
  • شحنه
  • رخنه
  • بدنه
  • گردنه
  • رنه
  • گرنه
  • اگرنه
  • وگرنه
  • ورنه
  • بازنه
  • موازنه
  • آتشزنه
  • غزنه
  • وزنه
  • روزنه
  • سنه
  • حسنه
  • گرسنه
  • السنه
  • پاشنه
  • تشنه
  • دشنه
  • مظنه
  • عنه
  • طعنه
  • کنه
  • سکنه
  • گنه
  • منه
  • آمنه
  • دامنه
  • دمنه
  • میمنه
  • مقننه
  • وارونه
  • برونه
  • درونه
  • اندرونه
  • کونه
  • گونه
  • چگونه
  • هیچگونه
  • چندگونه
  • دگرگونه
  • دیگرگونه
  • هرگونه
  • باژگونه
  • واژگونه
  • آن‌گونه
  • بدانگونه
  • این‌گونه
  • بدینگونه
  • نمونه
  • پهنه
  • دهنه
  • برهنه
  • پابرهنه
  • سربرهنه
  • کهنه
  • آینه
  • هرآینه
  • معاینه
  • بینه
  • چوبینه
  • پینه
  • دستینه
  • گنجینه
  • چینه
  • آدینه
  • نقدینه
  • مدینه
  • زرینه
  • قرینه
  • نرینه
  • بلورینه
  • دیرینه
  • شیرینه
  • خزینه
  • گزینه
  • بوزینه
  • لوزینه
  • هزینه
  • سینه
  • پیشینه
  • دفینه
  • سفینه
  • کینه
  • پرکینه
  • سکینه
  • گینه
  • آبگینه
  • پلنگینه
  • سفالینه
  • زمینه
  • پشمینه
  • کمینه
  • تهمینه
  • سیمینه
  • بهینه
  • آیینه
  • آئینه

مختوم به وه

۴۴ واژه و عبارت
  • نوباوه
  • جاوه
  • کجاوه
  • ساوه
  • کاوه
  • چکاوه
  • لاوه
  • علاوه
  • یاوه
  • انبوه
  • ستوه
  • نستوه
  • وجوه
  • نحوه
  • اندوه
  • ذروه
  • شروه
  • مکروه
  • گروه
  • همگروه
  • مروه
  • جزوه
  • رشوه
  • مشوه
  • قوه
  • لقوه
  • بالقوه
  • کوه
  • شکوه
  • باشکوه
  • پرشکوه
  • پیشکوه
  • بنکوه
  • گوه
  • جلوه
  • زانوه
  • قهوه
  • بیوه
  • جیوه
  • گریوه
  • شیوه
  • گیوه
  • میوه
  • پرمیوه

مختوم به هه

۱۴ واژه و عبارت
  • بیراهه
  • ماهه
  • شش‌ماهه
  • سیاهه
  • جبهه
  • شبهه
  • مواجهه
  • وجهه
  • دهه
  • برهه
  • ابرهه
  • قهقهه
  • کوهه
  • شیهه

مختوم به یه

۱۰۷ واژه و عبارت
  • آیه
  • پایه
  • برپایه
  • گران‌پایه
  • سه‌پایه
  • کوهپایه
  • دایه
  • سرایه
  • کرایه
  • پیرایه
  • سایه
  • همسایه
  • لایه
  • طلایه
  • مایه
  • پرمایه
  • سرمایه
  • خمیرمایه
  • گرانمایه
  • فرومایه
  • کنایه
  • غربیه
  • شبیه
  • تشبیه
  • تعبیه
  • تنبیه
  • حدیبیه
  • پیه
  • مرثیه
  • وجیه
  • توجیه
  • ناحیه
  • بخیه
  • دیه
  • بادیه
  • فدیه
  • هدیه
  • مهدیه
  • اغذیه
  • عاریه
  • ماریه
  • اسکندریه
  • قیصریه
  • فریه
  • قریه
  • کریه
  • گریه
  • تجزیه
  • تعزیه
  • تنزیه
  • سیه
  • آسیه
  • قادسیه
  • نسیه
  • روسیه
  • حاشیه
  • غاشیه
  • نشیه
  • راضیه
  • رضیه
  • فرضیه
  • مرضیه
  • قضیه
  • عطیه
  • داعیه
  • ادعیه
  • فیه
  • قافیه
  • خفیه
  • سفیه
  • الفیه
  • شلفیه
  • بقیه
  • رقیه
  • فقیه
  • تنقیه
  • افریقیه
  • انطاکیه
  • تکیه
  • تزکیه
  • الیه
  • عالیه
  • غالیه
  • جلالیه
  • مالیه
  • حلیه
  • عدلیه
  • علیه
  • قلیه
  • کلیه
  • نظامیه
  • ثانیه
  • سلطانیه
  • قرنیه
  • مقدونیه
  • قونیه
  • زاویه
  • معاویه
  • هاویه
  • بابویه
  • سیبویه
  • ادویه
  • رویه
  • شیرویه
  • تسویه
  • مویه
  • تهیه

این فهرست بر اساس نوشتار مرتب شده است؛ برای قافیهٔ دقیق، تلفظ و آهنگ واژه‌ها را هم در نظر بگیرید.

گفت‌وگو دربارهٔ این صفحه

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. نام و متن شما پس از تأیید برای دیگران نمایش داده خواهد شد.