فهرست واژه‌ها از پایان

هم قافیه مختوم به ت

واژه‌ها و عبارت‌هایی که با «ت» تمام می‌شوند؛ گروه‌بندی‌شده بر پایهٔ حرف پیش از آن.

۱٬۱۸۰ واژه و عبارت
فهرست بر اساس مختوم به ت

مختوم به ات

۲۱۵ واژه و عبارت
  • انتخابات
  • خرابات
  • عتبات
  • ثبات
  • اثبات
  • واجبات
  • ربات
  • نبات
  • مشروبات
  • ترتیبات
  • پات
  • نباتات
  • حاجات
  • مناجات
  • درجات
  • معالجات
  • نجات
  • میوه‌جات
  • جراحات
  • اصطلاحات
  • رشحات
  • صفحات
  • نفحات
  • فتوحات
  • تسبیحات
  • دات
  • عبادات
  • سادات
  • عادات
  • پیشنهادات
  • واردات
  • مفردات
  • موجودات
  • مشاهدات
  • عایدات
  • تهدیدات
  • ذات
  • لذات
  • بالذات
  • اعتبارات
  • عبارات
  • بخارات
  • ادارات
  • مدارات
  • اشارات
  • انتظارات
  • عمارات
  • اختیارات
  • سیارات
  • برات
  • جرات
  • گجرات
  • ذرات
  • حشرات
  • خاطرات
  • قطرات
  • فرات
  • فقرات
  • دموکرات
  • ثمرات
  • جمرات
  • محاورات
  • تورات
  • محذورات
  • تصورات
  • هرات
  • تظاهرات
  • تدبیرات
  • تعبیرات
  • خیرات
  • تغییرات
  • مجازات
  • موازات
  • معجزات
  • احساسات
  • مقدسات
  • محسوسات
  • شات
  • گزارشات
  • نشات
  • فرمایشات
  • قضات
  • لحظات
  • مراعات
  • ساعات
  • طاعات
  • اطلاعات
  • صناعات
  • قطعات
  • لمعات
  • مصنوعات
  • مایعات
  • لغات
  • سوغات
  • آفات
  • خرافات
  • مکافات
  • اختلافات
  • مافات
  • التفات
  • تعارفات
  • تصرفات
  • عرفات
  • صفات
  • مخلفات
  • وفات
  • تشریفات
  • تصنیفات
  • ملاقات
  • طبقات
  • صدقات
  • اوقات
  • مخلوقات
  • تحقیقات
  • میقات
  • کات
  • ادراکات
  • برکات
  • حرکات
  • زکات
  • مشکات
  • نکات
  • لات
  • آلات
  • حالات
  • رسالات
  • اتصالات
  • مقالات
  • اشکالات
  • احوالات
  • ایالات
  • خیالات
  • معضلات
  • فلات
  • کلات
  • مشکلات
  • ملات
  • معاملات
  • معقولات
  • مقولات
  • تاویلات
  • مات
  • اقدامات
  • کرامات
  • شامات
  • مقامات
  • علامات
  • خدمات
  • صدمات
  • مقدمات
  • محرمات
  • نغمات
  • مکالمات
  • مسلمات
  • ظلمات
  • کلمات
  • ممات
  • معلومات
  • مهمات
  • امتحانات
  • حیوانات
  • بیانات
  • وجنات
  • حسنات
  • محسنات
  • قنات
  • منات
  • مکنونات
  • کاینات
  • بینات
  • وات
  • کراوات
  • مساوات
  • سماوات
  • دوات
  • ادوات
  • اصوات
  • صلوات
  • موات
  • اموات
  • شهوات
  • هات
  • مباهات
  • شبهات
  • جهات
  • دهات
  • ترهات
  • تشبیهات
  • هیهات
  • آیات
  • حکایات
  • شکایات
  • ولایات
  • جنایات
  • عنایات
  • کنایات
  • روایات
  • بیات
  • ابیات
  • ادبیات
  • حیات
  • الحیات
  • دیات
  • والعادیات
  • نظریات
  • ضروریات
  • خصوصیات
  • ریاضیات
  • کیفیات
  • عالیات
  • غزلیات
  • کلیات
  • نیات
  • دخانیات
  • هیات

مختوم به بت

۴۴ واژه و عبارت
  • بت
  • بابت
  • طبابت
  • کتابت
  • ثابت
  • اجابت
  • استجابت
  • غرابت
  • قرابت
  • اصابت
  • خطابت
  • رقابت
  • صلابت
  • نیابت
  • تبت
  • مرتبت
  • ثبت
  • مصاحبت
  • صحبت
  • محبت
  • محاربت
  • مقاربت
  • تربت
  • شربت
  • ضربت
  • غربت
  • قربت
  • مناسبت
  • نسبت
  • مواظبت
  • لعبت
  • رغبت
  • مراقبت
  • عاقبت
  • نکبت
  • منبت
  • رطوبت
  • صعوبت
  • عقوبت
  • نوبت
  • موهبت
  • مصیبت
  • غیبت
  • هیبت

مختوم به تت

۲ واژه و عبارت
  • شماتت
  • متشتت

مختوم به ثت

۲ واژه و عبارت
  • وراثت
  • بعثت

مختوم به جت

۵ واژه و عبارت
  • جت
  • لجاجت
  • حاجت
  • حجت
  • بهجت

مختوم به چت

۱ واژه و عبارت
  • چت

مختوم به حت

۱۶ واژه و عبارت
  • قباحت
  • راحت
  • استراحت
  • جراحت
  • ساحت
  • مساحت
  • فصاحت
  • وقاحت
  • فلاحت
  • ملاحت
  • سماحت
  • سیاحت
  • تحت
  • صحت
  • مصلحت
  • نصیحت

مختوم به خت

۸۹ واژه و عبارت
  • آخت
  • اخت
  • باخت
  • نباخت
  • می‌باخت
  • تاخت
  • بتاخت
  • نتاخت
  • می‌تاخت
  • پرداخت
  • نپرداخت
  • می‌پرداخت
  • گداخت
  • بگداخت
  • می‌گداخت
  • انداخت
  • برانداخت
  • درانداخت
  • می‌انداخت
  • بینداخت
  • نینداخت
  • ساخت
  • بساخت
  • نساخت
  • می‌ساخت
  • شناخت
  • نشناخت
  • می‌شناخت
  • نمی‌شناخت
  • نواخت
  • بنواخت
  • ننواخت
  • می‌نواخت
  • نمی‌نواخت
  • بخت
  • بدبخت
  • خوشبخت
  • نیکبخت
  • جوانبخت
  • نوبخت
  • پخت
  • تخت
  • پایتخت
  • دخت
  • پریدخت
  • رخت
  • درخت
  • پردرخت
  • سخت
  • سرسخت
  • لخت
  • زمخت
  • سپوخت
  • دوخت
  • ندوخت
  • اندوخت
  • می‌دوخت
  • فروخت
  • افروخت
  • برافروخت
  • نفروخت
  • می‌فروخت
  • سوخت
  • بسوخت
  • نسوخت
  • می‌سوخت
  • آموخت
  • بیاموخت
  • نیاموخت
  • ریخت
  • بریخت
  • بدریخت
  • گریخت
  • بگریخت
  • نگریخت
  • می‌گریخت
  • نریخت
  • می‌ریخت
  • گسیخت
  • انگیخت
  • برانگیخت
  • می‌انگیخت
  • آمیخت
  • درآمیخت
  • بیامیخت
  • می‌آمیخت
  • آویخت
  • درآویخت
  • بیاویخت

مختوم به دت

۲۵ واژه و عبارت
  • عبادت
  • ارادت
  • حسادت
  • رشادت
  • عادت
  • سعادت
  • بلادت
  • جلادت
  • ولادت
  • شهادت
  • زیادت
  • سیادت
  • عیادت
  • حدت
  • وحدت
  • شدت
  • مساعدت
  • مدت
  • معاندت
  • جودت
  • خودت
  • برودت
  • عودت
  • مودت
  • مجاهدت

مختوم به ذت

۱ واژه و عبارت
  • لذت

مختوم به رت

۶۹ واژه و عبارت
  • بارت
  • عبارت
  • پارت
  • تجارت
  • چارت
  • صدارت
  • حرارت
  • شرارت
  • مرارت
  • وزارت
  • جسارت
  • خسارت
  • اشارت
  • بشارت
  • نظارت
  • غارت
  • حقارت
  • کارت
  • بکارت
  • امارت
  • عمارت
  • طهارت
  • مهارت
  • زیارت
  • عبرت
  • پرت
  • اسپرت
  • عترت
  • فترت
  • کثرت
  • اجرت
  • هجرت
  • چرت
  • خرت
  • آخرت
  • مبادرت
  • قدرت
  • ندرت
  • ذرت
  • معذرت
  • حسرت
  • عسرت
  • معاشرت
  • عشرت
  • نصرت
  • حضرت
  • فطرت
  • مسافرت
  • مغفرت
  • نفرت
  • کرت
  • فکرت
  • مجاورت
  • کدورت
  • ضرورت
  • شورت
  • مشورت
  • صورت
  • بصورت
  • اینصورت
  • عورت
  • قورت
  • شهرت
  • مغایرت
  • حیرت
  • سیرت
  • بصیرت
  • غیرت
  • باغیرت

مختوم به زت

۲ واژه و عبارت
  • اجازت
  • عزت

مختوم به ست

۱۵۳ واژه و عبارت
  • است
  • نجاست
  • آنجاست
  • خاست
  • برخاست
  • برنخاست
  • می‌خاست
  • برمی‌خاست
  • راست
  • آراست
  • بیاراست
  • می‌آراست
  • حراست
  • فراست
  • روراست
  • پیراست
  • خساست
  • نفاست
  • کاست
  • نکاست
  • می‌کاست
  • ماست
  • خواست
  • بخواست
  • دادخواست
  • درخواست
  • بازخواست
  • نخواست
  • می‌خواست
  • نمی‌خواست
  • ریاست
  • سیاست
  • کیاست
  • بست
  • ببست
  • دربست
  • نبست
  • می‌بست
  • نمی‌بست
  • پست
  • تست
  • جست
  • بجست
  • بازجست
  • نجست
  • می‌جست
  • نمی‌جست
  • چست
  • خست
  • نخست
  • دست
  • فرادست
  • بالادست
  • بدست
  • زبردست
  • تردست
  • سردست
  • کردست
  • وردست
  • دوردست
  • زیردست
  • یکدست
  • تنگدست
  • همدست
  • فرودست
  • تهیدست
  • رست
  • بخارست
  • برست
  • پرست
  • بپرست
  • خودپرست
  • زرپرست
  • سرپرست
  • آتش‌پرست
  • درست
  • نادرست
  • تندرست
  • ناتندرست
  • بفرست
  • کرست
  • نرست
  • فهرست
  • سست
  • گسست
  • بگسست
  • نگسست
  • می‌گسست
  • شست
  • بشست
  • نشست
  • بنشست
  • ننشست
  • می‌نشست
  • می‌شست
  • نمی‌شست
  • شکست
  • بشکست
  • نشکست
  • می‌شکست
  • الست
  • مجالست
  • مست
  • سرمست
  • دانست
  • بدانست
  • ندانست
  • می‌دانست
  • نمی‌دانست
  • توانست
  • نتوانست
  • می‌توانست
  • نمی‌توانست
  • کنست
  • یبوست
  • پوست
  • توست
  • نحوست
  • دوست
  • فردوست
  • هنردوست
  • پیوست
  • نپیوست
  • می‌پیوست
  • هست
  • ایست
  • بایست
  • نبایست
  • می‌بایست
  • نمی‌بایست
  • شایست
  • ناشایست
  • نشایست
  • مایست
  • نایست
  • بیست
  • پیست
  • چیست
  • گریست
  • بگریست
  • نگریست
  • ننگریست
  • می‌نگریست
  • می‌گریست
  • زیست
  • بزیست
  • نزیست
  • می‌زیست
  • کیست
  • حاکیست
  • لیست
  • نیست
  • دویست

مختوم به شت

۹۶ واژه و عبارت
  • باشت
  • انباشت
  • چاشت
  • داشت
  • واداشت
  • بداشت
  • یادداشت
  • برداشت
  • بازداشت
  • چشمداشت
  • نداشت
  • پنداشت
  • می‌پنداشت
  • برنداشت
  • بازنداشت
  • نگهداشت
  • می‌داشت
  • برمی‌داشت
  • نمی‌داشت
  • برنمی‌داشت
  • گذاشت
  • بگذاشت
  • درگذاشت
  • نگذاشت
  • می‌گذاشت
  • افراشت
  • برافراشت
  • کاشت
  • نکاشت
  • می‌کاشت
  • نگاشت
  • انگاشت
  • می‌انگاشت
  • می‌نگاشت
  • گماشت
  • برگماشت
  • می‌گماشت
  • پشت
  • کوژپشت
  • گوژپشت
  • تشت
  • زرتشت
  • وحشت
  • خشت
  • چرخشت
  • دشت
  • دردشت
  • زردشت
  • گذشت
  • بگذشت
  • درگذشت
  • سرگذشت
  • نگذشت
  • می‌گذشت
  • رشت
  • برشت
  • درشت
  • سرشت
  • بدسرشت
  • نیکوسرشت
  • خورشت
  • زشت
  • طشت
  • کشت
  • بکشت
  • نکشت
  • می‌کشت
  • نمی‌کشت
  • گشت
  • بگشت
  • برگشت
  • بازگشت
  • گلگشت
  • نگشت
  • انگشت
  • برنگشت
  • می‌گشت
  • برمی‌گشت
  • نمی‌گشت
  • بالشت
  • پلشت
  • مشت
  • نشت
  • کنشت
  • گوشت
  • نوشت
  • بنوشت
  • سرنوشت
  • ننوشت
  • می‌نوشت
  • هشت
  • بهشت
  • اردیبهشت
  • دهشت
  • نهشت
  • معیشت

مختوم به صت

۳ واژه و عبارت
  • رخصت
  • فرصت
  • شصت

مختوم به ضت

۲ واژه و عبارت
  • ریاضت
  • نهضت

مختوم به ظت

۳ واژه و عبارت
  • حفاظت
  • محافظت
  • غلظت

مختوم به عت

۲۶ واژه و عبارت
  • شجاعت
  • زراعت
  • ساعت
  • بضاعت
  • طاعت
  • اطاعت
  • استطاعت
  • شفاعت
  • جماعت
  • صناعت
  • قناعت
  • متابعت
  • مراجعت
  • رجعت
  • بدعت
  • سرعت
  • وسعت
  • رفعت
  • منفعت
  • رکعت
  • خلعت
  • طلعت
  • صنعت
  • بیعت
  • طبیعت
  • شریعت

مختوم به غت

۳ واژه و عبارت
  • فراغت
  • بلاغت
  • لغت

مختوم به فت

۹۳ واژه و عبارت
  • آفت
  • افت
  • بافت
  • می‌بافت
  • تافت
  • بتافت
  • برتافت
  • شتافت
  • بشتافت
  • می‌شتافت
  • برنتافت
  • می‌تافت
  • نمی‌تافت
  • کثافت
  • رافت
  • شرافت
  • ظرافت
  • مسافت
  • لطافت
  • نظافت
  • شکافت
  • می‌شکافت
  • خلافت
  • یافت
  • بیافت
  • دریافت
  • بازیافت
  • ضیافت
  • نیافت
  • درنیافت
  • می‌یافت
  • نمی‌یافت
  • تفت
  • ملتفت
  • جفت
  • چفت
  • خفت
  • بخفت
  • رفت
  • برفت
  • خرفت
  • دررفت
  • پیشرفت
  • معرفت
  • گرفت
  • بگرفت
  • درگرفت
  • سرگرفت
  • بازگرفت
  • نگرفت
  • درنگرفت
  • می‌گرفت
  • نمی‌گرفت
  • نرفت
  • فرورفت
  • پذیرفت
  • بپذیرفت
  • نپذیرفت
  • می‌پذیرفت
  • می‌رفت
  • نمی‌رفت
  • زفت
  • سفت
  • آشفت
  • برآشفت
  • بیاشفت
  • صفت
  • ملاطفت
  • عفت
  • شکفت
  • اشکفت
  • نشکفت
  • می‌شکفت
  • گفت
  • بگفت
  • بازگفت
  • شگفت
  • نگفت
  • می‌گفت
  • نمی‌گفت
  • الفت
  • مخالفت
  • کلفت
  • مفت
  • نفت
  • کوفت
  • هفت
  • نهفت
  • می‌نهفت
  • بیفت
  • فریفت
  • نفریفت
  • میفت

مختوم به قت

۲۳ واژه و عبارت
  • صداقت
  • طاقت
  • رفاقت
  • حماقت
  • لیاقت
  • مطابقت
  • سبقت
  • دقت
  • بادقت
  • رقت
  • سرقت
  • مشقت
  • موافقت
  • شفقت
  • خلقت
  • وقت
  • بوقت
  • هیچ‌وقت
  • خوشوقت
  • موقت
  • آنوقت
  • طریقت
  • حقیقت

مختوم به کت

۱۶ واژه و عبارت
  • کت
  • پاکت
  • شراکت
  • نزاکت
  • ساکت
  • فلاکت
  • هلاکت
  • ماکت
  • بکت
  • مشارکت
  • برکت
  • حرکت
  • شرکت
  • مملکت
  • نیمکت
  • شوکت

مختوم به لت

۴۱ واژه و عبارت
  • لت
  • آلت
  • خجالت
  • حالت
  • عدالت
  • رسالت
  • کسالت
  • اصالت
  • بطالت
  • کفالت
  • وکالت
  • دلالت
  • ضلالت
  • ملالت
  • مالت
  • استمالت
  • جهالت
  • ایالت
  • خجلت
  • رحلت
  • ذلت
  • مذلت
  • عزلت
  • منزلت
  • خصلت
  • فصلت
  • وصلت
  • علت
  • بغلت
  • غفلت
  • قلت
  • کلت
  • ملت
  • هملت
  • ولت
  • دولت
  • صولت
  • سهولت
  • مهلت
  • حیلت
  • فضیلت

مختوم به مت

۴۹ واژه و عبارت
  • مت
  • امت
  • حجامت
  • وخامت
  • ندامت
  • غرامت
  • کرامت
  • صامت
  • زعامت
  • قامت
  • اقامت
  • استقامت
  • سلامت
  • علامت
  • ملامت
  • امامت
  • شهامت
  • قیامت
  • رحمت
  • مرحمت
  • زحمت
  • بزحمت
  • خدمت
  • پیشخدمت
  • قدمت
  • مذمت
  • حرمت
  • مرمت
  • ملازمت
  • سمت
  • قسمت
  • حشمت
  • عصمت
  • عظمت
  • نعمت
  • پرنعمت
  • حکمت
  • مداومت
  • مقاومت
  • خصومت
  • حکومت
  • همت
  • تهمت
  • ملایمت
  • عزیمت
  • هزیمت
  • قیمت
  • گرانقیمت
  • غنیمت

مختوم به نت

۳۴ واژه و عبارت
  • نت
  • آنت
  • متانت
  • جانت
  • رانت
  • گرانت
  • وزانت
  • اعانت
  • استعانت
  • کانت
  • امانت
  • وانت
  • اهانت
  • خیانت
  • دیانت
  • صیانت
  • جنت
  • محنت
  • سنت
  • احسنت
  • سلطنت
  • شیطنت
  • لعنت
  • لکنت
  • مکنت
  • منت
  • میمنت
  • معاونت
  • عفونت
  • سکونت
  • کابینت
  • زینت
  • طینت
  • بدطینت

مختوم به وت

۵۲ واژه و عبارت
  • اوت
  • سخاوت
  • عداوت
  • طراوت
  • قساوت
  • قضاوت
  • تفاوت
  • متفاوت
  • شقاوت
  • ذکاوت
  • تلاوت
  • حلاوت
  • تابوت
  • ثبوت
  • عنکبوت
  • نبوت
  • توت
  • فرتوت
  • فتوت
  • حوت
  • اخوت
  • نخوت
  • بروت
  • جبروت
  • ثروت
  • مروت
  • بیروت
  • سوت
  • ناسوت
  • کسوت
  • شوت
  • رشوت
  • صوت
  • دعوت
  • طاغوت
  • فوت
  • صفوت
  • قوت
  • یاقوت
  • کوت
  • سکوت
  • مسکوت
  • ملکوت
  • لوت
  • جالوت
  • خلوت
  • موت
  • الموت
  • قنوت
  • لاهوت
  • مبهوت
  • شهوت

مختوم به هت

۸ واژه و عبارت
  • شباهت
  • وجاهت
  • کراهت
  • بهت
  • ابهت
  • مشابهت
  • جهت
  • نکهت

مختوم به یت

۱۰۵ واژه و عبارت
  • آیت
  • هدایت
  • رایت
  • برایت
  • درایت
  • سرایت
  • سایت
  • وصایت
  • رضایت
  • رعایت
  • سعایت
  • غایت
  • کفایت
  • کایت
  • حکایت
  • شکایت
  • ولایت
  • حمایت
  • جنایت
  • عنایت
  • روایت
  • نهایت
  • بی‌نهایت
  • بیت
  • تربیت
  • عصبیت
  • اهل‌بیت
  • پیت
  • حیثیت
  • صلاحیت
  • تحیت
  • مسیحیت
  • احدیت
  • فردیت
  • مردیت
  • ضدیت
  • عبودیت
  • اذیت
  • کبریت
  • رهبریت
  • خریت
  • بشریت
  • عفریت
  • شهریت
  • گزیت
  • جنسیت
  • قدوسیت
  • مشیت
  • تمشیت
  • خاصیت
  • شخصیت
  • معصیت
  • وصیت
  • خصوصیت
  • تبعیت
  • رعیت
  • موقعیت
  • معیت
  • جمعیت
  • عافیت
  • ظرفیت
  • کیفیت
  • عاشقیت
  • کیت
  • ملکیت
  • بلیت
  • قابلیت
  • ازلیت
  • تسلیت
  • کلیت
  • رجولیت
  • طفولیت
  • اهلیت
  • جاهلیت
  • میت
  • تمامیت
  • حمیت
  • آدمیت
  • جسمیت
  • رسمیت
  • کمیت
  • محرومیت
  • اهمیت
  • نیت
  • روحانیت
  • وحدانیت
  • گرانیت
  • انسانیت
  • جسمانیت
  • حیوانیت
  • منیت
  • امنیت
  • تهنیت
  • ویت
  • بدویت
  • رویت
  • موسویت
  • تقویت
  • کویت
  • معنویت
  • هویت
  • رفاهیت
  • ماهیت
  • الوهیت
  • هییت

مختوم به أت

۱ واژه و عبارت
  • هیأت

مختوم به ئت

۱ واژه و عبارت
  • قرائت

این فهرست بر اساس نوشتار مرتب شده است؛ برای قافیهٔ دقیق، تلفظ و آهنگ واژه‌ها را هم در نظر بگیرید.

گفت‌وگو دربارهٔ این صفحه

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. نام و متن شما پس از تأیید برای دیگران نمایش داده خواهد شد.